مشاور رقیب نیست

مدتی پیش به درخواست یکی از شرکتهای بزرگ فعال در عرصه ساختمان سازی و برای بررسی امکان همکاری به دفتر ایشان در خیابان بخارست رفتیم. شخصی که به نمایندگی از این شرکت پذیرای ما بود معاون فروش یکی از شرکتهای زیر مجموعه هلدینگ بود که منحصرا در حوزه فروش پروژه های شرکت مادر فعالیت میکرد.

شروع جلسه با بیان نقطه نظرات برندسازان در خصوص برندینگ ساختمان و دستاوردهایی که این متودولوژی میتواند برای سازندگان داشته باشه شروع شد. بعد از آن این مدیر محترم به سبک و سیاق یک بازجوی سازمان سیا شروع به استنطاق از ما نمود که خوب چه؟ اصلا برندینگ به چه درد میخورد؟ پروژه فلان که ما اجرا کردیم و خیلی سریع فروش رفت را اگر هر شرکت دیگری نیز اجرا میکرد فروش میرفت. اصلا شما چکار میتوانید برای ما بکنید؟

ما هم که این لحن را از مشتری دیدم به او متذکر شدیم که اول ما بنا به دعوت شما اینجا آمده ایم و ثانیا از قرار همه چیز خوب است و شما نیز شکر خدا کارتان سکه! دیگر چرا از ما برای مشاوره دعوت نمودید؟

مدیر محترم به خود آمده و اندکی جمع و جور شد و ما نیز با این تغییر رفتار،لحن دوستانه همیشگی را از سر گرفته و برای او یکبار دیگر توضیح دادیم که برندینگ ساختمان چرا نیاز است. اما متاسفانه این آقا نه تنها به دنبال نپذیرفتن نظرات ما بود بلکه به نحوی زیرکانه (از ظن خود) قصد داشت ایده ها و نظرات ما را گرفته و در یک جلسه یک ساعته ما را تخلیه اطلاعاتی کند.البته ما نیز از کار کم نگذاشتیم و آنچه را توانستیم برای او توضیح دادیم زیرا اعتقاد داریم آنچه میگوییم یک از بینهایت است و هنر اصلی پیاده سازی تئوری های زیبا است.

در رابطه با همین موضوع، تجربه دیگری نیز داشتیم و آن حضور در یکی از شرکتهای ساختمانی سازمان …  واقع در خیابان جردن بود.این شرکت که با سرمایه گذاری اشتباه در یکی از شهرهای کشور چیزی حدود ۱۰۰۰ میلیارد تومان مشکل خواب سرمایه برای خود ایجاد نموده که با توجه به استهلاک پروژه و فروش نرفتن آن روز به روز نیز از ارزش آن کمتر میشود به دنبال راهکارهایی برای خروج از بحران بود.

برندسازان با تحلیل موضوع ،راهکارهای خود را برای خروج از این بحران ارائه نمود و منتظر ماند تا شرکت مذکور به جمع بندی برسد. این شرکت نیز در ادامه اطلاع داد که به گفته مدیران ارشد فعلا وقت تمرکز بر مسائلی نظیر برندینگ را ندارد و شرکت از اهداف خود دور شده است. البته برندسازان نیز به این نظر حق میدهد زیرا با چرخش فصلی مدیران مجموعه دیدگاه بلند مدتی نسبت به برند این شرکت وجود ندارد. در این میان برخورد تهاجمی پرسنل بازاریابی و فروش شرکت برایمان جالب توجه بود.

مطالب فوق را بیان نمودیم تا تاکید کنیم مشاور دوست سازمان است و دلیل حضور او در سازمان بهبود شرایط موجود است.بنابراین به همه پرسنل سازمان و بخصوص دوستان بازاریابی، فروش، توسعه استراتژی و روابط عمومی عرض میکنیم که مشاور نمیخواهد جای کسی را در سازمان بگیرد و فرد مشاور،اساسا  دوران اجرایی را پشت سر گذاشته و دیگر نه حوصله و نه وقت کار اجرایی را دارد. بنابراین بهتر است بجای برخورد غیر دوستانه، فضایی را برای استفاده از نظر مشاور فراهم آورند چرا که در نهایت موفقیت ایشان، واحدشان و شرکت را در بر خواهد داشت.