حکایت دندانپزشک و گرمابه

مدتی پیش درگیر پروژه برندینگ شرکتی فعال در زمینه صادرات بودیم که قصد داشت شیوه ورود خود به بازارهای اروپایی را به ما بسپارد. از قرار، مشاور دیگری نیز در این شرکت حضور داشت که از اساتید با تجربه یکی از دانشگاه های معروف بود که وظیفه ساماندهی به چیدمان ساختار سازمانی و واحدهای عملیاتی آن شرکت را بر عهده داشتند.
از آنجا که ما ایرانی ها دوست داریم تا در هر حوزه ای به ارائه نظر بپردازیم، مسیر به نحوی پیش رفت که ایشان در حوزه برندینگ و توسعه بازار مشتری نیز وارد شدند و تقاضای جلسه مشترک با برندسازان را برای رسیدن به همفکری مطرح نمودند.

طرح این مطلب نه برای آن است که یک عارضه مزمن رفتاری(دخالت در امور نامربوط) را مطرح نماییم و نه برای آن است که بگوییم کسی که مثلا مدیریت دولتی تدریس میکند نباید در حوزه معماری برند ورود کند بلکه برای آن است که بگوییم فردی با تجربه این استاد محترم که در هر صورت باید دیدی کلی نسبت به حوزه های مختلف مدیریت داشته باشد، در جلسه مشترک مطرح نمودند که خوب شما کی لوگوی شرکت را طراحی میکنید؟ با طرح این سوال آب سردی بر پیکر برندسازان ریخته شد.

آنجا بود که فهمیدیم کار بسیار مشکلی را در بازار ایران پیش رو داریم. اگر تا آن لحظه گمان میبردیم که رسالت اصلی ما این است که برای افراد غیر متخصص روشن سازیم برندینگ چیست و چه تفاوتی با بازاریابی و تبلیغات دارد و بگوییم که برندینگ طراحی لوگو و ست سازمانی نیست، حال باید برای دوستان آکادمیک خود نیز این موضوع را روشن سازیم.

برندینگ و طراحی لوگو !

این عبارت جز جدایی ناپذیر خدمات بسیاری از تبلیغات چی ها می باشد و متاسفانه بازار نیز آن را پذیرفته و گمان میکند که این دو یکی هستند و این درست زمانی است که افرادی نظری کپفرر، آکر یا کِلر از کرده خود پشیمان شده و کلا دنیای برندینگ را کنار میگذارند زیرا میبینند شرکت های تبلیغاتی با سو استفاده از عدم آگاهی مشتری، تخصص آن ها را به سخره گرفته اند و این دقیقا مثل آن است که یک دندانپزشک متخصص ریشه روی تابلوی یک گرمابه ببیند نوشته شده “ماساژ خشک و ترمیم ریشه”

(با احترام به شغل همه افراد جامعه و با توضیح این مطلب که سابقا خدمات دندانپزشکی در حمام ها یا سلمانی ها ارائه میشده! )